قدسلغتنامه دهخداقدس . [ ق َ دَ ] (اِخ ) شهری است نزدیک حمص . بحیرة قدس منسوب است به آن . (منتهی الارب ).
علاءالدین طرابلسیلغتنامه دهخداعلاءالدین طرابلسی . [ ع َ ئُدْ دی ن ِ طَ ب ُ ل ُ ] (اِخ ) علی بن خلیل حنفی ، قاضی قدس شریف و از اکابر علمای حنفیه ، و کنیه ٔ او ابوالحسن و شهرتش ابن خلیل است .
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) عزّت پاشا. یکی از وزرای دولت عثمانی در نیمه ٔ دوم مائه ٔ دوازدهم هجریست . اصل او از کوتاهیه و از نسل کرمیان بیک است . او از برآوردگان با
طاهرلغتنامه دهخداطاهر. [ هَِ ] (اِخ ) ابن نصربن جهبل الحلبی ، ملقب به مجدالدین ، برادر عبدالملک بن جهبل . مردی عالم و زاهد و فاضل بوده است در فقه و حساب و فرائض . از جمعی روایت
ارتقلغتنامه دهخداارتق . [ اُ ت ُ ] (اِخ ) ابن اکسب یا اکسک جدّ ملوک ارتقیة. وی مردی از ترکمانان بود و بر حلوان و جبل مسلط شد و آنگاه که از فخرالدوله ابی نصر محمدبن جهیر بازبرید،
بازقلغتنامه دهخدابازق . [ ] (اِخ ) نام محلی که شاؤل قبل از آنکه به یابیش جلعاد هجوم آور شود، عساکر خود را در آنجا جمع کرد. رجوع به کتاب اول سموئیل 11 : 8 و 9 شود. بعضی گمان برد