قدر متیقنواژهنامه آزادقدر متیقن، فرد یا حصه ای از مطلق است که به یقین حکم شامل آن می شود، مانند «قلّد المجتهد» که قدر متیقن از آن، تقلید از مجتهد اعلم است. یعنی هیچ تردیدی در این نیس
قَدِّرْفرهنگ واژگان قرآناندازه گيري کن (در عبارت "قَدِّرْ فِي ﭐلسَّرْدِ "يعني در بافتن زره تقديري بگير معنايش اين است که حلقههاي زره را اندازهگيري کن ، تا متناسب و هماهنگ شوند )
قُدِرَفرهنگ واژگان قرآنمقدّر شد (اصل معناي قدر ضيق و تنگي است ، تعيين حدود و تقدير يک موضوع نيز در واقع تنگ کردن محدوده ي آن است )
قَدْرِفرهنگ واژگان قرآنمنزلت (کلمه قدر به معناي منزلت است ، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامي بوده که به مقام و منزلت آن شب داشته ، و يا عنايتي که به عبادت متعبدين د
قَدَّرَفرهنگ واژگان قرآناندازه گيري کرد - سنجيد- اندازه گرفت - داراي حدود واندازه کرد - اندازه قرار داد
متیقنلغتنامه دهخدامتیقن . [ م ُ ت َ ی َق ْ ق َ ] (ع ص ) بی گمان و به یقین دانسته . یقین و بر کنار از شبهه و گمان و تردید.- قدر متیقن ؛ آنچه بر آن یقین باشد. آنچه به یقین در تمام
مقدماتلغتنامه دهخدامقدمات . [ م ُ ق َدْ دَ ] (ع اِ) کردارهای نخستین و گفتارهای نخستین و چیزهایی که نخست وجود آنها لازم است . (ناظم الاطباء). ج ِ مقدمة. چیزهایی که وجود آنها برای ش
موقوفاتلغتنامه دهخداموقوفات . [ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ موقوفة. (یادداشت مؤلف ) (ناظم الاطباء). رجوع به موقوفة شود. || هرچیز که در راه خدا وقف شده باشد. موقوفه ها. (ناظم الاطباء). و
تاج الدینلغتنامه دهخداتاج الدین .[ جُدْ دی ] (اِخ ) (ابوالفتح ...) ابن دارست شیرازی از وزراء سلجوقیان است و چند بار وزارت سلطان مسعودبن محمدبن ملکشاه (526- 547 هَ . ق .) را داشت و در
صبح ازللغتنامه دهخداصبح ازل . [ ص ُ ح ِ اَ زَ ] (اِخ ) نام او میرزا یحیی فرزند میرزا عباس از مردم نور مازندران و مؤسس فرقه ٔ ازلیان است . ازلیان و بهائیان دو فرقه اند که پیشوای هر