35 مدخل
آنکه ارزش کسی یا چیزی را بداند؛ قدردان.
ارزشناس
سپاسگزار، قدردان، نمکشناس ≠ حقناشناس
appreciator
مقدر
grateful
appreciatory
credit
درک کردن ارزش نیکویی و خدمت دیگران و سپاسگزاری از آنان.
hail
kadirbilmez
قدرشناس
قدرشناسی.
= قدرشناس
= قدرشناسی
قدردانی . [ ق َ ] (حامص مرکب ) قدرشناسی .