قِتَالُفرهنگ واژگان قرآنکشتن - جنگ (قتال به معناي آن است که شخصي قصد کشتن کسي را کند ، که او قصد کشتن وي را دارد )
قتاللغتنامه دهخداقتال . [ ق َ ] (ع اِ) جان و تن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نفس . (اقرب الموارد). || بقیه ٔ جسم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || (اِمص ) توانائی .
قِتَالُفرهنگ واژگان قرآنکشتن - جنگ (قتال به معناي آن است که شخصي قصد کشتن کسي را کند ، که او قصد کشتن وي را دارد )
قتاللغتنامه دهخداقتال . [ ق َ ] (ع اِ) جان و تن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نفس . (اقرب الموارد). || بقیه ٔ جسم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || (اِمص ) توانائی .