قبایللغتنامه دهخداقبایل .[ ق َ ی ِ ] (ع اِ) قبائل . ج ِ قبیله . قبیله ها. گروه ها. (غیاث ). دودمانها. رجوع به قبائل شود : الا ای آفتاب جاودان تاب اساس ملکت وشمع قبایل .منوچهری .
افصح القبایللغتنامه دهخداافصح القبایل . [ اَ ص َ حُل ْق َ ی ِ ] (ع اِ مرکب ) فصیح ترین قبیله ها : ای قایم افصح القبایل یک زخمی اوضح الدلایل .نظامی .