2912 مدخل
قانونگذارنده؛ آنکه قانون وضع کند؛ مُقَنِّن.
lawgiver, lawmaker, legislator
قانون گذار. [ گ ُ ] (نف مرکب ) آنکه قانون وضع کند. مقنن .
(گُ) [ معر - فا. ] (ص فا.) آن که قانون وضع کند، مقنن .
تشريعي , مشرع
شارع، قانوننویس، مقنن
مشرع
legislation
legislate
kanun koyma, yasa yapma
قانون گذاری . [گ ُ ] (حامص مرکب ) وضع کردن قانون . عمل قانون گذار.
نائب
قانون گذار
قانون گذار، مطیع قانون
قانون گذار، مقنن