قالبیلغتنامه دهخداقالبی . [ ل َ / ل ِ ] (ص نسبی ) هرآنچه در قالب شده باشد. (ناظم الاطباء). ریختگی . (ناظم الاطباء): کره ٔ قالبی . پنیر قالبی . ماست قالبی ؛ ماستی ستبر و زفت ، مقا
غالبیلغتنامه دهخداغالبی . [ ل ِ ] (اِخ ) ناحیه ای است در لرستان که در آن جا در امتداد شوسه ٔ بین تنگ تیر و کلهر معادن زغال سنگ کشف گردیده است .
غالبیلغتنامه دهخداغالبی . [ ل ِ ] (اِخ ) شاخه ای از تیره ٔ حاجیوند هیهاوند از طایفه ٔ چهار لنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 77).
قالبی بالالغتنامه دهخداقالبی بالا. [ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان هوبان بخش ویسیان شهرستان خرم آباد. در 42هزارگزی جنوب باختری ماسور و کنار باختر شوسه ٔ خرم آباد به اندیمشک واقع است . مو
قالبی پائینلغتنامه دهخداقالبی پائین . [ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان هوبان بخش ویسیان شهرستان خرم آباد. در 42هزارگزی جنوب باختری ماسور و کنار باختر شوسه ٔ خرم آباد به اندیمشک واقع است .
قالبی بالالغتنامه دهخداقالبی بالا. [ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان هوبان بخش ویسیان شهرستان خرم آباد. در 42هزارگزی جنوب باختری ماسور و کنار باختر شوسه ٔ خرم آباد به اندیمشک واقع است . مو
قالبی پائینلغتنامه دهخداقالبی پائین . [ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان هوبان بخش ویسیان شهرستان خرم آباد. در 42هزارگزی جنوب باختری ماسور و کنار باختر شوسه ٔ خرم آباد به اندیمشک واقع است .
تبنکفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهقالبی که زرگر یا ریختهگر فلز گداخته را در آن میریزد: ◻︎ تبنک را چو کژ نهی بیشک / ریخته کژ برآید از تبنک (عنصری: ۳۶۸).
پیشقالب گوشearmold impression,ear impressionواژههای مصوب فرهنگستانقالبی که از روی صدفه (concha) و مجرای گوش برای ساخت قالب سفارشی و سمعک تهیه میکنند
قاب عریضنماletterboxواژههای مصوب فرهنگستانقالبی برای نمایش فیلمهای پردهعریض در تلویزیون که مستلزم ایجاد دو حاشیۀ سیاه در بالا و پایین صفحۀ تلویزیون است