۱. روش؛ شیوه.
۲. = قانون۱
۳. (صفت) (زیستشناسی) ویژگی زنی که در دوران قاعدگی است.
۴. [قدیمی] بنیان؛ اساس؛ پایه؛ اصل.
هنجار
۱. آیین، ترتیب، رسم، روش، سیرت، طرز، طریقه
۲. اساس، اصل، بنیاد، بنیان، پایه، شالوده
۳. حیض، رگل، عادت
۴. ضابطه، قانون، نسق، نظم
formula, imperative, norm, prescript, principle, rule