قاطبةًلغتنامه دهخداقاطبةً. [ طِ ب َ تَن ْ ] (ع ق ) قاطبة. تمام .همه . (آنندراج ). عموماً. جمیعاً. طراً. کلا. کافة.
قَارِعَةُفرهنگ واژگان قرآنکوبنده - يکي از اسامي قيامت( بدين جهت قيامت را قارعه ( کوبنده )ناميده که آسمانها و زمين را به هم ميکوبد ، و به آسمان و زميني ديگر تبديل ميکند ، کوهها را به راه
مَزَّقَهُ (أو قَطَّعَهُ) إرْباً إرباًدیکشنری عربی به فارسیقطعه قطعه اش کرد , تکه تکه اش کرد , پاره پاره اش کرد , ذره ذره اش کرد
قواطعلغتنامه دهخداقواطع. [ ق َ طِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ قاطعة. رجوع به قاطعة شود. || مرغان که از بلاد سردسیر به گرمسیر روند یابرعکس آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
هذوذلغتنامه دهخداهذوذ. [ هََ ] (ع ص ) برنده . (منتهی الارب ). القطاع و یقال : شفرة هذوذ؛ ای قاطعة. (اقرب الموارد).
ابوالحسینلغتنامه دهخداابوالحسین . [ اَ بُل ْ ح ُ س َ ] (اِخ ) نوری احمدبن محمد خراسانی بغوی ، مشهور به ابن البغوی . از مردم بغشور میان هرات و مروالروذ. یکی از مشایخ طریقت صوفیه معاصر
دبسلغتنامه دهخدادبس . [ ] (اِخ ) المطران یوسف بن الیاس بن یوحنا الدبس . متولد به سال 1833 و متوفی بسال 1907 م . (1249 - 1325 هَ . ق .) مورخ و رئیس اسقفان بیروت بود و بنیان گذار