قاضی عیسیلغتنامه دهخداقاضی عیسی . [ سا ] (اِخ )ابن ابان بن صدقة، مکنی به ابوموسی . از مردم بغداد است . وی با محمدبن حسن شیبانی مصاحبت داشت و نزد او فقه آموخت . یحیی بن اکثم او را در
قاضیلغتنامه دهخداقاضی . (ع ص ) قاض . نعت فاعلی از قضاء. داور. (فرهنگ نظام ). حکم کننده . (آنندراج ). حَکَم . فقیهی که مرافعات را موافق قوانین کلی شرع فیصله میکند. (فرهنگ نظام ).
قاضیلغتنامه دهخداقاضی .(اِخ ) دهی است از دهستان سملقان بخش مانه ٔ شهرستان بجنورد در 24هزارگزی جنوب باختری مانه . در جلگه واقعو هوای آن گرمسیری است . 500 تن سکنه دارد. آب آن ازچش
قاضی ضیاءالدینلغتنامه دهخداقاضی ضیاءالدین . [ ئُدْ دی ] (اِخ ) نوراﷲ ولد قاضی درویش محمدبن خواجه شکراﷲ وزیر و برادرزاده ٔ قاضی عیسی بود و در ایام حکومت امیرخان در هرات متکفل منصب قضاء شد
ضیاءالدینلغتنامه دهخداضیاءالدین .[ ءُ د د ] (اِخ ) قاضی ... نوراﷲ ولد قاضی درویش محمدبن خواجه شکراﷲ وزیر برادرزاده ٔ قاضی عیسی . در ایام حکومت امیرخان در بلده ٔ هرات متکفل منصب قضا ش
تاج الدینلغتنامه دهخداتاج الدین . [ جُدْ دی ] (القاضی ... مکی ) (اِخ ) ابن احمدبن ابراهیم بن تاج الدین بن محمد متوفی بسال 1066 هَ . ق . قاضی ادیب از اهالی مکه واصلش از مدینه بود اشعا
اردملیشلغتنامه دهخدااردملیش . [ ] (اِخ ) مقری در نفح الطیب از ابن حیان آرد: دشمن بر بربشتر قصبه ٔ شهر برطانیه نزدیک سرقسطه غلبه کرد (به سال 456 هَ . ق .). و لشکر اردملیش بدانجا فرو
قاشانیلغتنامه دهخداقاشانی . (اِخ ) احمدبن موسی بن عیسی فراز قاضی . وی در شهر کاشان به شغل قضاء منصوب شد.از ابراهیم حسن همدانی روایت کند و ابوبکر محمدبن ابراهیم بن مقری از وی روایت