قَارِعَةُفرهنگ واژگان قرآنکوبنده - يکي از اسامي قيامت( بدين جهت قيامت را قارعه ( کوبنده )ناميده که آسمانها و زمين را به هم ميکوبد ، و به آسمان و زميني ديگر تبديل ميکند ، کوهها را به راه
قارعةلغتنامه دهخداقارعة. [ رِ ع َ ] (ع اِ) نامی است رستاخیز را. (مهذب الاسماء). قیامت . || سختی روزگار. (منتهی الارب ). حادثه . سختی . (آنندراج ). داهیة تفجوهم . (منتهی الارب ).
قارعةالدارلغتنامه دهخداقارعةالدار. [ رِ ع َ تُدْ دا ] (ع اِ مرکب ) ساحت سرای . (منتهی الارب ). فراخی در سرای . (مهذب الاسماء).
قارعةالطریقلغتنامه دهخداقارعةالطریق . [ رِ ع َ تُطْ طَ] (ع اِ مرکب ) بر سوی راه . (منتهی الارب ). سر راه .
قَارِعَةُفرهنگ واژگان قرآنکوبنده - يکي از اسامي قيامت( بدين جهت قيامت را قارعه ( کوبنده )ناميده که آسمانها و زمين را به هم ميکوبد ، و به آسمان و زميني ديگر تبديل ميکند ، کوهها را به راه
قارعةلغتنامه دهخداقارعة. [ رِ ع َ ] (ع اِ) نامی است رستاخیز را. (مهذب الاسماء). قیامت . || سختی روزگار. (منتهی الارب ). حادثه . سختی . (آنندراج ). داهیة تفجوهم . (منتهی الارب ).
قارعةالدارلغتنامه دهخداقارعةالدار. [ رِ ع َ تُدْ دا ] (ع اِ مرکب ) ساحت سرای . (منتهی الارب ). فراخی در سرای . (مهذب الاسماء).
قارعةالطریقلغتنامه دهخداقارعةالطریق . [ رِ ع َ تُطْ طَ] (ع اِ مرکب ) بر سوی راه . (منتهی الارب ). سر راه .
قارعةالوادیلغتنامه دهخداقارعةالوادی . [رِ ع َ تُل ْ ] (اِخ ) گردنه ای است در میان وادی که رمی جمره از آنجا میکنند در منی . (معجم البلدان ج 7).