قلعفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهفلزی نرم و نقرهایرنگ که قابل تورق و سختتر از سرب است و در دمای ۲۳۱ درجه سانتیگراد ذوب میشود و خالص آن در طبیعت پیدا نمیشود و همیشه مرکب با اکسیژن و گوگرد
ورشولغتنامه دهخداورشو. [ وَ ش َ / ش ُ ] (اِ) فلزی سفید به رنگ سیم . فلز مرکبی را گویند نقره مانند که در شهر ورشو از آن ظروف و اوانی میسازند. (ناظم الاطباء). آلیاژی از نیکل 20% و
نقره آلاتلغتنامه دهخدانقره آلات . [ ن ُ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) ابزار نقره . اثاثه و ابزاری که از نقره ساخته مانند وسایل چای خوری و قاشق و چنگال و لوازم سفره .
نجف آبادلغتنامه دهخدانجف آباد. [ ن َ ج َ ] (اِخ ) شهر نجف آباد مرکز بخش نجف آباد و در مغرب اصفهان ، در مسیر راه شوسه ٔ اصفهان به فریدن واقع است .تاریخچه ٔ شهر: بنابه عقیده ٔ علما در
کارد و چنگالcutleryواژههای مصوب فرهنگستانابزارهایی مانند کارد و چنگال و قاشق که جزء وسایل غذاخوری محسوب میشوند