قاشقیلغتنامه دهخداقاشقی . [ ش ُ ] (ص نسبی ، اِ) قسمی زدن بر پشت گردن . پس گردنی که با چهار انگشت بزنند. || خیار خرد. خیار ترشی . || آلتی فلزین از گچ بران .
قاشقیفرهنگ انتشارات معین(شُ) [ تر - فا. ] (ص نسب .) منسوب به قاشق . 1 - آلتی فلزین که گچ بران به کار برند. 2 - خیار خرد، خیارترشی . 3 - قسمی زدن بر پشت گردن ، پس گردنی که با چهار انگشت
قاشقیspatulateواژههای مصوب فرهنگستانویژگی بخش یا اندامی در گیاهان به شکل مستطیل یا گرد شبیه به سر قاشق با پایهای نوکتیز و بلند و باریک
آبچلیک نوکقاشقی کوتولهEurynorhynchus pygmeusواژههای مصوب فرهنگستانگونهای از تیرۀ آبچلیکیان و راستۀ سلیمسانان با منقار کاردکمانند یا قاشقی
تَلماسه سهمویparabolic duneواژههای مصوب فرهنگستانتَلماسۀ بلند قاشقیشکل که سطح آن سهمیوار است متـ . تَلماسۀ بادکَندی blowout dune
غفنجلغتنامه دهخداغفنج . [ غ َ ف َ ] (اِ) قاشقی یا ظرفی چوبی برای کشیدن آب که در کنار چشمه ها و بعضی از راههادیده میشود و آن را از چوب درخت درست میکنند. (از فرهنگ شعوری ). شعوری
دوهرتهلغتنامه دهخدادوهرته . [ دُ هَُ ت َ ] (ص نسبی ) (اصطلاح عامیانه ) قاشقی که بار آن را به دو نوبت به کام کشند. (یادداشت مؤلف ).