قاسیةلغتنامه دهخداقاسیة. [ ی َ ] (ع ص ) مؤنث قاسی . سخت : لیلة قاسیه ؛ شبی سخت تاریک . || سنگدل . رجوع به قاسی شود.
قاصیةلغتنامه دهخداقاصیة. [ ی َ ] (ع ص ) مؤنث قاصی . دور: ارض قاصیة؛ زمین دور. || نعجة قاصیة؛ گوسپند کلان سال . (ناظم الاطباء). || (اِ) کرانه . ناحیه .
قادسیهلغتنامه دهخداقادسیه .[ دِ سی ی َ ] (اِخ ) جائی است که تا کوفه 15 فرسنگ وتا عذیب چهار میل فاصله دارد. طول آن شصت و نه درجه و عرض آن 31 درجه و 3 2 درجه است ، جنگ معروف قادسیه
قافیه ٔ شایگانلغتنامه دهخداقافیه ٔ شایگان . [ ی َ / ی ِ ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) قافیه ای که مشتمل باشد بر ایطای جلی که حرف زائد را با اصلی قافیه گردانند چنانکه دلیران و مردمان را با
قَاسِيَةًفرهنگ واژگان قرآنبا قساوت - سخت ("قَاسِيَةً" اسم فاعل از ماده قسي است و اين ماده به معناي سفتي و سختي است ، و قساوت قلب از قسوت سنگ که صلابت و سختي آن است گرفته شده ، و قلب قسي
rhymeدیکشنری انگلیسی به فارسیقافیه، شعر، سجع، نظم، پساوند، سخن قافیه دار، بساوند، شعر گفتن، هم قافیه شدن، قافیه ساختن، سخنوری کردن
قادسیهلغتنامه دهخداقادسیه .[ دِ سی ی َ ] (اِخ ) جائی است که تا کوفه 15 فرسنگ وتا عذیب چهار میل فاصله دارد. طول آن شصت و نه درجه و عرض آن 31 درجه و 3 2 درجه است ، جنگ معروف قادسیه
قافیه ٔ شایگانلغتنامه دهخداقافیه ٔ شایگان . [ ی َ / ی ِ ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) قافیه ای که مشتمل باشد بر ایطای جلی که حرف زائد را با اصلی قافیه گردانند چنانکه دلیران و مردمان را با