قاصدلغتنامه دهخداقاصد. [ ص ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی ازقصد. آهنگ کننده . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). قصدکننده . (مهذب الاسماء). || در اصطلاح فارسی مستعدقتل . (آنندراج ). آنکه قصد جان
قاصدفرهنگ انتشارات معین(ص ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - قصدکننده . 2 - پیک پیاده که نامه یا پیغامی را به مقصد دوری می برد.