25 فرهنگ

1633 مدخل


قادر

qāder

باقدرت؛ توانا؛ نیرومند.

توانا، توانمند، نیرومند

باقدرت، پرتوان، توانا، زورمند، قدر، قوی، مقتدر ≠ قاصر، ناتوان

able, able _, capable