قاجارلغتنامه دهخداقاجار. (اِخ ) دهی است جزو دهستان قشلاقات افشار بخش قیدار شهرستان زنجان . در 45هزارگزی جنوب باختری قیدار و 33هزارگزی راه مالرو عمومی واقع و سرزمین آن کوهستانی و
قاجارلغتنامه دهخداقاجار. (اِخ ) نام ایلی است از ترک ساکن ایران که در عصر صفوی از هواخواهان صفویه بوده و برای شاهان صفویه جنگ میکردند و در قرن سیزدهم هجری خان ایشان آقامحمدخان به
قاجارلغتنامه دهخداقاجار. (اِخ ) نام محله ای است در لیتکوه آمل . (مازندران و استرآباد رابینو چ بنگاه ترجمه ص 153).
قاجارلغتنامه دهخداقاجار. (ترکی ، ص ) تندسیر. (تاریخ ایران برای دبیرستانها تألیف رشید یاسمی چ فردوسی ص 195).
قاجارفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهطایفهای از ترکمانان که خاندان سلطنتی قاجاریه از آن طایفه بودهاند.
قاجار خیللغتنامه دهخداقاجار خیل . [ خ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودپی بخش مرکزی شهرستان ساری . در 25هزارگزی شمال ساری و شش هزارگزی باختر شوسه ساری به فرج آباد در دشت واقع و هوای آ
قاجاریهلغتنامه دهخداقاجاریه . [ ی ی َ / ی ِ ] (اِخ ) طائفه ٔ قاجاریه ، یکی از طوائف ترک که در قرن هفتم هجری هنگام حمله ٔ چنگیز از مرکز آسیا به جانب مغرب انتقال یافت ، طائفه ٔ قاجار
قاجار خیللغتنامه دهخداقاجار خیل . [ خ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودپی بخش مرکزی شهرستان ساری . در 25هزارگزی شمال ساری و شش هزارگزی باختر شوسه ساری به فرج آباد در دشت واقع و هوای آ
قاجاریهلغتنامه دهخداقاجاریه . [ ی ی َ / ی ِ ] (اِخ ) طائفه ٔ قاجاریه ، یکی از طوائف ترک که در قرن هفتم هجری هنگام حمله ٔ چنگیز از مرکز آسیا به جانب مغرب انتقال یافت ، طائفه ٔ قاجار