قائلیلغتنامه دهخداقائلی . [ ءِ ] (اِخ ) از شعرای ایران است و تذکرةالشعرائی نوشته و به سال 955 هَ . ق . درگذشته است . قاموس الاعلام وی را از اهل ترشیر نوشته است ولی سام میرزا مینو
قائلین به خلالغتنامه دهخداقائلین به خلأ. [ ءِ ن ِ ب ِ خ َ ل َءْ ] (اِ مرکب ) کسانی که عقیده به وجود خلأ دارند.
قابلیتفرهنگ مترادف و متضاد۱. استحقاق ۲. استطاعت، استعداد، اهلیت، سزاواری، شایستگی، لیاقت ۳. توان، عرضه، قوه، کفایت ۴. پذیرش، ۵. امکان ≠ فاعلیت
قائلین به خلالغتنامه دهخداقائلین به خلأ. [ ءِ ن ِ ب ِ خ َ ل َءْ ] (اِ مرکب ) کسانی که عقیده به وجود خلأ دارند.
ناوسیةلغتنامه دهخداناوسیة. [ وُ سی ی َ ] (اِخ ) قائلین به غیبت امام جعفر صادق بن محمد الباقر. رجوع به ناووسیه شود.
لاادریهلغتنامه دهخدالاادریه . [ اَ ری ی َ ] (اِخ ) فرقه ای از سوفسطائیه ٔ قائلین به توقف در وجود هر چیز و علم به هر چیز. جرجانی گوید: هم الذین ینکرون العلم بثبوت شی ٔو لاثبوته و یز
تناسخیهلغتنامه دهخداتناسخیه . [ ت َ س ُ خی ی َ ] (اِخ ) قائلین به تناسخ . فرقه ای که معتقد به تناسخ باشند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به تناسخ و تناسخی شود.