فیزلغتنامه دهخدافیز. [ ی َزز ] (ع ص ) آنکه گوشت ساق وپی او سخت باشد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
فیضلغتنامه دهخدافیض . [ ف َ ] (اِخ ) لقب مطلب بن عبدمناف برادر هاشم بدان جهت که بسیارجود بود. (منتهی الارب ).
فیزیانه ٔ بالالغتنامه دهخدافیزیانه ٔ بالا. [ ن ِ ی ِ] (اِخ ) دهی است از بخش سربند شهرستان اراک که دارای 27 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
فیزیانه ٔ پایینلغتنامه دهخدافیزیانه ٔ پایین . [ ن ِ ی ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش سربند شهرستان اراک که دارای 347 تن سکنه است . آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله ، میوه وبخصوص انگور است . (ا