فکورگویش اصفهانی تکیه ای: --------- طاری: -------- طامه ای: -------- طرقی: -------- کشه ای: -------- نطنزی: ---------
فکوردیکشنری فارسی به انگلیسیcontemplative, owlish, pensive, reflective, ruminant, thoughtful, ruminative
فکورلغتنامه دهخدافکور. [ ف َ ] (از ع ، ص ) بسیاراندیشه . بافکر. متفکر. فکور از کلمات ساختگی است و در کتب لغت عرب بجای آن فکیر - بکسر فاء و کاف مشدد - و فیکر مانند صیقل ذکر کرده
فکورانهدیکشنری فارسی به انگلیسیruminative, meditative, meditatively, pensively, reflectively, ruminatively