فراراندنلغتنامه دهخدافراراندن . [ ف َ دَ ] (مص جعلی ) (از: فرار + َاندن ) مصدر جعلی از فرار عربی . گریزاندن . (یادداشت بخط مؤلف ).
فراراندنلغتنامه دهخدافراراندن . [ ف َ دَ ] (مص جعلی ) (از: فرار + َاندن ) مصدر جعلی از فرار عربی . گریزاندن . (یادداشت بخط مؤلف ).
فراراوشنکلغتنامه دهخدافراراوشنک . [ ف َ ش َ ] (اِخ ) نام یکی از نواده های فریدون است که فرزندان او در فارس ، در دوره ٔ کیانی سلطنت داشته است . رجوع به فارسنامه ٔ ابن بلخی چ کمبریج ص
سایۀ سرعتvelocity shadowواژههای مصوب فرهنگستانفراراند یا فروراند بیهنجار و غیرواقعی رویدادی لرزهای در زیر عارضهای با سرعت کم یا زیاد