فَضْلَهُفرهنگ واژگان قرآنپاداش و بخشش زيادش كه بيشتر از استحقاق فرد مورد بخشش قرار گرفته مي باشد(کلمه فضل مانند کلمه فضول به معناي زيادي است ، با اين تفاوت که فضل به طوريکه گفتهاند زياد
فضلهلغتنامه دهخدافضله . [ ف َ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان اهواز، دارای 200 تن سکنه . آب آن از چاه و محصول عمده اش غله است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
فضلةلغتنامه دهخدافضلة. [ ف ِ ل َ ] (ع اِ) هیئت مفضله . (منتهی الارب ). هیئت بادروزه پوشی . || نوع تفضل . (ناظم الاطباء). نوعی از فَضَل . یکبار فضل . (از اقرب الموارد) (فرهنگ فار
فضلةلغتنامه دهخدافضلة. [ ف ُ / ف َ ل َ ] (ع اِ) بقیه وزائد. مانده ٔ چیزی . (منتهی الارب ). بقیه ٔ چیزی . (از اقرب الموارد). باقی مانده ٔ چیزی . بقیه . بازمانده . ج ،فضلات ، فضال