فَرَّطتُمْفرهنگ واژگان قرآناهمال كاري و تقصير و كوتاهي كرديد(يكي از معاني باب تفعيل ضد معني باب افعال است لذا تفريط به معني كوتاهي كردن و افراط به معني زياده روي است)
فَرَضْتُمْفرهنگ واژگان قرآنمقرر کرديد - تعيين کرديد (کلمه فرض به معناي قطع هر چيز محکم و جدا کردن بعضي از آن ، از بعضي ديگر است و به همين جهت در معناي وجوب استعمال ميشود ، براي اينکه انجا
فَرَّطتُفرهنگ واژگان قرآناهمال كاري و تقصير و كوتاهي كردم (يكي از معاني باب تفعيل ضد معني باب افعال است لذا تفريط به معني كوتاهي كردن و افراط به معني زياده روي است)
فرطمةلغتنامه دهخدافرطمة.[ ف َ طَ م َ ] (ع مص ) دوختن بینی موزه را و درپی کردن . (منتهی الارب ). وصله کردن کفش گر موزه را. (اقرب الموارد). قرطمة با قاف صحیح تر است . (اقرب الموارد
فرطوملغتنامه دهخدافرطوم . [ ف ُ ] (ع اِ) بینی موزه . (منتهی الارب ). منقار خف . ج ، فراطیم . (اقرب الموارد).
ادغاملغتنامه دهخداادغام . [ اِ ] (ع مص ) فراگرفتن : اِدغام ِ حرّ یا برد کسی را؛ فراگرفتن سرما یا گرما او را. || لقمه را نخائیده فروبردن از ترس اینکه دیگران در طعام بر وی سبقت گیر
فرطمةلغتنامه دهخدافرطمة.[ ف َ طَ م َ ] (ع مص ) دوختن بینی موزه را و درپی کردن . (منتهی الارب ). وصله کردن کفش گر موزه را. (اقرب الموارد). قرطمة با قاف صحیح تر است . (اقرب الموارد
فرطوملغتنامه دهخدافرطوم . [ ف ُ ] (ع اِ) بینی موزه . (منتهی الارب ). منقار خف . ج ، فراطیم . (اقرب الموارد).
چمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهچه مرا: ◻︎ فرستم به هر سال من باژ و ساو / به پیش تو زآن چم بُوَد توش و تاو (فردوسی۴: ۲/۱۳۵۸).