فَاسِقِينَفرهنگ واژگان قرآنبيرون روندگان از بندگي - سرپيچي کنندگان از فرمان پروردگار ( کلمه فسق به معناي بيرون شدن است ، وقتي ميگويند : فسقت التمرة که خرما از پوست خود بيرون شده باشد ، لذ
فَاسِقُونَفرهنگ واژگان قرآنبيرون روندگان از بندگي - سرپيچي کنندگان از فرمان پروردگار ( کلمه فسق به معناي بيرون شدن است ، وقتي ميگويند : فسقت التمرة که خرما از پوست خود بيرون شده باشد ، لذ
فاسقونلغتنامه دهخدافاسقون . [ س ِ ] (اِخ ) به لغت رومی نام بیشه و جنگلی است درروم . (برهان ). در معجم البلدان و نخبة الدهر و حدودالعالم نیامده . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) : که او گف
لُوطٍفرهنگ واژگان قرآناز پيامبران الهي و برادر زاده حضرت ابراهيم عليهم و علي نبينا السلام (لوط (عليهالسلام) رسولي بود از ناحيه خداي تعالي بسوي اهالي سرزمين مؤتفکات که عبارت بودند از
فاسقونلغتنامه دهخدافاسقون . [ س ِ ] (اِخ ) به لغت رومی نام بیشه و جنگلی است درروم . (برهان ). در معجم البلدان و نخبة الدهر و حدودالعالم نیامده . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) : که او گف
حرام خوارلغتنامه دهخداحرام خوار. [ ح َ خوا / خا ] (نف مرکب ) حرام خور : علما بر مراد ظالمان و فاسقان سخن گویند و حرام خوار و بی پرهیز شوند. (قصص الانبیاء جویری ص 13).
متجاهلیةلغتنامه دهخدامتجاهلیة. [ م ُ ت َ هَِ لی ی َ ] (اِخ ) فرقه ای است از متصوفه ٔ مبطله که لباس فاسقانه پوشند و افعال فساق کنند و گویند مراد ما، رفع ریا است . و این همه عین ضلالت