فیضلغتنامه دهخدافیض . [ ف َ ] (اِخ ) لقب مطلب بن عبدمناف برادر هاشم بدان جهت که بسیارجود بود. (منتهی الارب ).
تَفِيضُفرهنگ واژگان قرآنلبريز مي شود(از کلمه فيض به معني لبريز شدن بر اثر پري است ، وقتي گفته ميشود فاض الاناء بما فيه معنايش اين است که ظرف از آنچه که در آن است لبريز شد )