فونتیکلغتنامه دهخدافونتیک . [ ف ُ ن ِ ] (فرانسوی ، ص ) آنچه بیان صوت و آوا کند. || (اِ) مطالعه ٔ اصوات و تلفظهای یک زبان . (فرهنگ فارسی معین ). صوت شناسی . آواشناسی . || هنرهای فو
فونتیکفرهنگ انتشارات معین(فُ نِ) [ فر. ] (ص .) علمی که به مطالعة اصوات ، ترکیب آن ها و تلفظ های یک زبان می پردازد.
فونیکولرلغتنامه دهخدافونیکولر. [ ل ِ ] (فرانسوی ، اِ) راه آهنی که بوسیله ٔ سیم یا کرمایر از زمین های پرشیب عبور کند. (فرهنگ فارسی معین ).
فونتیانگلغتنامه دهخدافونتیانگ . [ فُن ْ ] (اِخ ) از شهرهای مهم کشور اندونزی در جزیره ٔ برنئو. (یادداشت مؤلف ).
زبانشناسیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه فونتیک، آوانگاری، معنیشناسی، دستورزبان، گرامر، اتیمولوژی، ادبیات، ادب، فرهنگ آوا، آهنگ، نامآوایی، قوانین قرائت ◄ تلف
چینیلغتنامه دهخداچینی . (اِخ ) (خط...) چینی ؛ یعنی الفبایی که چینیان بکار می برند طبق روایات اختراع امپراطور چین «فوهی » است ، و هر حرف چینی اساساً متشکل از یک ریشه یا «کلید» و
زبان شناسیلغتنامه دهخدازبان شناسی . [زَ ش ِ ] (حامص مرکب ) زبان شناسی علمی است که درباره ٔزبانها و مظاهر مختلف آن بحث میکند. این علم از چگونگی ساختمان زبانها، از تاریخ آنها و از روابط