فوق العادهدیکشنری فارسی به انگلیسیabysmal, allowance, enormous, exceptional, extraordinary, wondrous, perfectly, preternatural, remarkable, rousing, singular, superior, superlative, supremely, s
فوق العادهفرهنگ انتشارات معین(فَ قُ لْ دِ) [ ع . ] 1 - (ق مر.) غیرمعمول ، غیرعادی . 2 - (اِمر.) پولی که علاوه بر حقوق به کسی داده شود.
فوق التمامفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آنچه مافوق کمال است.۲. ذات حق که جامع جمیع مراتب کمالات است.
یوسف آبادلغتنامه دهخدایوسف آباد. [ س ِ ] (اِخ ) دروازه ٔ یوسف آباد، هم به مناسبت قنات فوق الذکر در شمال تهران بوده است .سابقاً یوسف آباد از باغ های مشهور خارج شهر تهران به شمار می رف
ابیوردیلغتنامه دهخداابیوردی . [ اَ وَ ] (اِخ ) محمدبن احمد الأبیوردی الکوفنی و کوفن یکی از قراء ابیورد است و یاقوت گوید: ابوالمظفر محمدبن ابی العباس احمدبن محمد ابی العباس احمدبن
شهریارلغتنامه دهخداشهریار. [ ش َ ](اِخ ) ابن شروین بن رستم بن سرخاب بن قارن بن شهریاربن شروین بن سرخاب بن مهرمردان بن سهراب ، از آل باوند. دوازدهمین از اسپهبدان و پادشاهان طبرستان
کاخ خزانهلغتنامه دهخداکاخ خزانه . [ خ ِ خ ِ ن َ ] (اِخ ) از ابنیه ٔ دوره ٔ هخامنشیان در تخت جمشید. در رساله ٔ «شرح اجمالی آثار تخت جمشید» آمده است : مهمترین قسمت های قابل ذکر ابنیه ٔ