فوقلغتنامه دهخدافوق . (ع اِ) زبر نره . (منتهی الارب ). || راه نخستین . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || (ص ) مرد درازبالا و مضطرب خلقت . || (اِ) سوفار تیر. (منتهی الارب ).
فوقلغتنامه دهخدافوق . [ ف َ ] (ع ق ، اِ) زبر. (منتهی الارب ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). بالا. بر. زبر. روی . مقابل زیر. مقابل تحت . برتر. بالاتر. (یادداشت مؤلف ). و در اصل ظرف
فوغلغتنامه دهخدافوغ . [ ف َ ] (ع مص ) دمیدن بوی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فوج و فوح شود.
فوق العادهدیکشنری فارسی به انگلیسیabysmal, allowance, enormous, exceptional, extraordinary, wondrous, perfectly, preternatural, remarkable, rousing, singular, superior, superlative, supremely, s