فوریهلغتنامه دهخدافوریه . [ ف ِ ی ِ ] (فرانسوی ، اِ) دومین ماه سال فرنگی برابر دهه ٔدوم و سوم بهمن و دهه ٔ اول اسفند. (فرهنگ فارسی معین ). پیش از مارس و پس از ژانویه . (یادداشت م
فوریهفرهنگ انتشارات معین(فِ وْ یِ) [ فر. ] (اِ.) دومین ماه سال فرنگی برابر با دهة دوم و سوم بهمن و دهة اول اسفند.
فَوْرِهِمْفرهنگ واژگان قرآنغليان و جوشش آنها - جوشش و خروش آنها(عبارت "يَأْتُوکُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـٰذَا يُمْدِدْکُمْ رَبُّکُم" یعنی : دشمنان در همين لحظه، جوشان و خروشان بر شما بتازند،
فوریدیکشنری فارسی به انگلیسیexpress, expeditious, quick, immediate, imperious, instant, instantaneous, pressing, prompt, ready, soon, spontaneous, summary, urgent