فوریتلغتنامه دهخدافوریت . [ ف َ / فُو ری ی َ ] (از ع ،مص جعلی ، اِمص ) فوری بودن . آنکه چیزی بدون مهلت باشد. || در اصطلاح پارلمانی آن است که دولت یا یکی از وزرا لایحه ای را پیشنه
فوریتفرهنگ انتشارات معین(فُ یَ) [ ع . ] (اِمص .) وضع یا حالتی که نیازمند اقدام سریع و فوری باشد. ؛ ~پزشکی رویدادی ناگهانی و نامنتظر که نیاز به اقدام فوری داشته باشد.
فوریتurgencyواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی که در آن کشتی یا فردِ سوار بر آن نیاز بهکمک دارد متـ . وضعیت فوریتی
فوریتهاemergencyواژههای مصوب فرهنگستانرویدادی ناگهانی و نامنتظر که نیاز به اقدام فوری داشته باشد متـ . فوریتهای پزشکی
پذیرش فوریتیemergency admissionواژههای مصوب فرهنگستانپذیرش بیدرنگ بیماری که وضعیتی خطیر دارد و باید بهسرعت درمان شود
جدول فوریتهاemergency schedule, EMSواژههای مصوب فرهنگستانجدولی ویژة حمل کالای خطرناک که در آن روش عمل و نحوة تماس با هر کالای خطرناک در مواقع اضطراری مشخص شده است