فوتیسلغتنامه دهخدافوتیس . [ ] (معرب ، اِ) به یونانی شحم اسد است . (فهرست مخزن الادویه ). || به یونانی پیه مرغابی است که به عربی شحم الاذر نامند. (از حکیم مؤمن ).
فوتیس لیوندالغتنامه دهخدافوتیس لیوندا. [ ] (معرب ، اِ مرکب ) به یونانی شحم اسد است . (فهرست مخزن الادویه ).
فوتینالغتنامه دهخدافوتینا. [ ت ِ ] (صوت ) در تداول اطفال ، آوازی که علامت تحقیر مخاطب است آنگاه که خواسته اذیتی کند و دست نیافته ، یا دروغی گفته و مشتش باز شده . (یادداشت مؤلف ).
فوتیدنلغتنامه دهخدافوتیدن . [ ف َ / فُو دَ ] (مص جعلی ) فوت کردن و درگذشتن . (فرهنگ فارسی معین ) : و ایشان در بَلْده ٔ سمرقند متوطن شد، اینجا فوتیده اند. (رساله ٔ قندیه ). رجوع به
فوتیس لیوندالغتنامه دهخدافوتیس لیوندا. [ ] (معرب ، اِ مرکب ) به یونانی شحم اسد است . (فهرست مخزن الادویه ).
فوتینالغتنامه دهخدافوتینا. [ ت ِ ] (صوت ) در تداول اطفال ، آوازی که علامت تحقیر مخاطب است آنگاه که خواسته اذیتی کند و دست نیافته ، یا دروغی گفته و مشتش باز شده . (یادداشت مؤلف ).