فهلغتنامه دهخدافه . [ ف َه ْ / ف ِه ْ ] (اِ) چوب پهنی که کشتی بانان بدان کشتی رانند. || آهنی بیل مانند که در میان آن چوبی و در دو طرف آن ریسمانی بندند و یکنفر سر چوب را و دو ن
فهفرهنگ انتشارات معین(فِ یا فَ) [ طبر . ] (اِ.) 1 - چوب پهنی که کشتی بانان بدان کشتی را رانند. 2 - آهنی بیل مانند که در میان آن چوبی و بر دو طرف وی ریسمانی بندند. یک شخص سر چوب را و
الفةلغتنامه دهخداالفة. [ اُ ف َ ] (ع مص ) الف گرفتن . (مصادر زوزنی ). انس گرفتن و دوستی با کسی . (از اقرب الموارد). اِلف . اُلفَت . || خوگر شدن و عادت کردن بجایی . (از اقرب المو
فهلغتنامه دهخدافه . [ ف َه ْ / ف ِه ْ ] (اِ) چوب پهنی که کشتی بانان بدان کشتی رانند. || آهنی بیل مانند که در میان آن چوبی و در دو طرف آن ریسمانی بندند و یکنفر سر چوب را و دو ن
الفةلغتنامه دهخداالفة. [ اُ ف َ ] (ع مص ) الف گرفتن . (مصادر زوزنی ). انس گرفتن و دوستی با کسی . (از اقرب الموارد). اِلف . اُلفَت . || خوگر شدن و عادت کردن بجایی . (از اقرب المو