فارسیةلغتنامه دهخدافارسیة. [ رِ سی ی َ ] (اِخ ) منسوب به مردی بنام فارس . قریه ای باصفا و پر از بوستانها و باغهای پی درپی است که بر ساحل نهر عیسی در نزدیک بغداد واقع است . بین این
فارسیةلغتنامه دهخدافارسیة. [ سی ی َ ] (اِخ ) قریه ای است در جزیره ٔبحرین . رجوع به فارسنامه ٔ ناصری چ سنگی ص 180 شود.
ذوالریاستینلغتنامه دهخداذوالریاستین . [ ذُرْ ریا س َ ت َ ](اِخ ) لقب محمدبن عبدالملک زیات . رجوع به محمدبن عبدالملک ... و رجوع به فهارس عقدالفرید چ عریان شود.
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل .[ اِ ] (اِخ ) ابن اسحاق بن ابی سهل نوبختی مکنی به ابوسهل . صاحب روضات گوید: وی شیخ متکلمین اصحاب ما در بغداد، مقدم بنی نوبخت بزمان خویش بود و در دین و
علی جزائریلغتنامه دهخداعلی جزائری . [ ع َ ی ِ ج َ ءِ ] (اِخ ) ابن احمدبن موسی جزائری ، مکنّی به ابوالحسن . وی در سال 1244 هَ . ق . در جزائر متولد شد و در 1330 هَ . ق . درگذشت . او را
علی بخاریلغتنامه دهخداعلی بخاری . [ ع َ ی ِ ب ُ ] (اِخ ) ابن احمدبن عبدالواحد مقدسی حنبلی ، مشهور به ابن بخاری و ملقّب به فخرالدین و مکنّی به ابوالحسن . وی فقیه بود و درسال 596 هَ .
بلفیقیلغتنامه دهخدابلفیقی . [ ب ِل ْ ل ِ ] (اِخ ) (680- 771 هَ . ق .) محمدبن محمدبن ابراهیم بن الحاج السلمی بلفیقی ، مکنی به ابوالبرکات و مشهور به ابن الحاج . قاضی و مورخ و از بزر