فنیکلغتنامه دهخدافنیک . [ ف َ ] (ع اِ) کرانه ٔ زنخ ، یا بسوی عنفقة، یا فراهم آمدنگاه هر دو زنخ . || استخوان کله که منتهای ستردن موی سر است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
فنیکیلغتنامه دهخدافنیکی . [ ف َ ] (اِخ ) شهرکی است از حدود مکران با خواسته ٔ بسیار، و به دریا نزدیک است و بر کران بیابان نهاده . (حدود العالم ).
فریکسوسلغتنامه دهخدافریکسوس . [ فْری / ف ِ ] (اِخ ) دو پسر آقامس از پادشاهان بئوسیا (فوستل دوکولانژ). پدرش میخواست او را در راه رب النوع قربانی کند ولی زئوس قوچ بالداری را فرستاد ا
پروتیتلغتنامه دهخداپروتیت . [ پْرُ / پ ِ رُ ] (اِخ ) رئیس شورشیان مردم تبس که با رئیس دیگر بنام فنیکس بر ضد اسکندر (هنگامی که او با مردمان همجوار مقدونیه در گیرودار بود) قیام کرد
اخیلوسلغتنامه دهخدااخیلوس . [ اَ ] (اِخ ) اخلوس . پسر ثتیس و پله پادشاه میریمیدن ها و مشهورترین قهرمانان یونان ، که نام او با آثار همر تخلید شده است . طبق بعض روایات مادر وی پس از