فندقیلغتنامه دهخدافندقی . [ ف َ دُ ] (ص نسبی )منسوب به فندق . به رنگ فندق . (یادداشت مؤلف ). || نامی است که به سگان دهند. (یادداشت مؤلف ). || فندقه . سرانگشت خضاب کرده . فندق ب
فندقیانCorylaceaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از راشسانانِ اغلب درختی یا درختچهای با گُلآذین نر دُمگربهای (catkin) که گلهای نر آنها بدون گُلپوش و میوههایشان از نوع فندقی است
فندقیانCorylaceaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از راشسانانِ اغلب درختی یا درختچهای با گُلآذین نر دُمگربهای (catkin) که گلهای نر آنها بدون گُلپوش و میوههایشان از نوع فندقی است
فندقCorylusواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از فندقیان درختچهای خزاندار به بلندی سه تا هشت متر، با میوههای فندقی که در دستههای یک تا پنجتایی قرار دارند