فلونیالغتنامه دهخدافلونیا. [ ف َ ] (اِ) معجونی است که از تخم شاهدانه و شیرابه ٔ خشخاش میساختند و بعنوان مسکر و مسکن به کار میرفته است . فلونی . (فرهنگ فارسی معین ). || نوعی معجون
فلونیافرهنگ انتشارات معین(فَ یا فِ) (اِ.) 1 - معجونی است که از تخم شاهدانه و شیرابة خشخاش می ساختند و به عنوان مسکر و مسکن به کار می رفته است ؛ فلونی . 2 - نوعی معجون مسکن و مخدر منسوب
فلونیلغتنامه دهخدافلونی . [ ف َ ] (اِ) فلونیا. (فرهنگ فارسی معین ). معجونی است مکیف که افیون و بذرالبنج در آن داخل کنند. (غیاث از مصطلحات ). رجوع به فلونیا شود.
فونیانلغتنامه دهخدافونیان . (اِخ ) نام قومی است . فرینیان . هون ها. (ایران باستان پیرنیا ص 2118). رجوع به فرینیان شود.
فلونیلغتنامه دهخدافلونی . [ ف َ ] (اِ) فلونیا. (فرهنگ فارسی معین ). معجونی است مکیف که افیون و بذرالبنج در آن داخل کنند. (غیاث از مصطلحات ). رجوع به فلونیا شود.
افلونیای فارسیلغتنامه دهخداافلونیای فارسی . [ اَ ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به فلونیای پارسی ذیل فلونیا شود.
آفلونیالغتنامه دهخداآفلونیا. (اِ) اَفلونیا. فَلونیا. نام معجونی طبّی است منسوب به آفولن ، رب النوع روشنی و صنایع.
فونیانلغتنامه دهخدافونیان . (اِخ ) نام قومی است . فرینیان . هون ها. (ایران باستان پیرنیا ص 2118). رجوع به فرینیان شود.