وکوعلغتنامه دهخداوکوع . [ وَ ] (ع ص ) لئیم : فلان وکوع لکوع ؛ او لئیم و ناکس است . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
عمرو و زیدلغتنامه دهخداعمرو و زید.[ ع َ رُ زَ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) (از مبهمات است ) بجای فلان و بهمان بکار رود. این و آن : تا همچو زید و عمرو مرا کور بود دل عیبم نکرد هیچ کسی هر