فلافللغتنامه دهخدافلافل . [ ف َ ف ِ ] (ع اِ) ج ِ فلفل .- فلافل ثلاثه ؛ فلفل سیاه ، فلفل سپید و دارفلفل . (یادداشت مؤلف ). رجوع به فلفل شود.
فلافلفرهنگ انتشارات معین(فِ فِ) [ ع . ] (اِ.) غذایی شبیه کتلت که از نخود، گوشت ، پیاز و ادویه تند تهیه می شود.
فلافلیلغتنامه دهخدافلافلی . [ ف َ ف ِ ] (ص نسبی ) منسوب به فلافل . || (اِ) نام معجونیست منسوب به فلافل ثلاثه که فلفل سیاه و سپید و دارفلفل باشد. رجوع به فلفل شود.
فلافلیلغتنامه دهخدافلافلی . [ ف َ ف ِ ] (ص نسبی ) منسوب به فلافل . || (اِ) نام معجونیست منسوب به فلافل ثلاثه که فلفل سیاه و سپید و دارفلفل باشد. رجوع به فلفل شود.
اسللغتنامه دهخدااسل . [ اَ س َ ] (ع اِ) نیزه . || تیر. || خار خرمابن . || هرچه تیز باشد از شمشیر و کارد و مانند آن . || نباتی بسیارشاخ که در آب ایستاده روید و از آن بوریا سازند