۱. تنگدست؛ تهیدست.
۲. فاقد امکانات: شهرستان فقیر.
۳. (تصوف) سالک.
تهی دست، تهیدست، تنگدست
بیچاره، بینوا، تنگدست، تهیدست، بدبخت، درویش، سائل، غریب، کمبضاعت، گدا، محتاج، مسکین، مفلس، ندار، نیازمند ≠ غنی
depressed, deprived, indigent, needy, pauper, penniless, poor, have-not