۱. تنگدستی؛ تهیدستی؛ ناداری؛ درویشی.
۲. کمبود چیزی: فقر آهن در بدن.
۳. (تصوف) [قدیمی] از مراحل سلوک که عبارت است از نیازمندی به خدایتعالی و بینیازی از خلق.
۴. [قدیمی] احتیاج.
نداری، تهیدست
استیصال، افلاس، بیچیزی، بینوایی، تنگدستی، تنگی، تهیدستی، حاجتمندی، درماندگی، درویشی، عسرت، فاقه، فلاکت، مستمندی، گدایی، مسکنت، نداری، نیازمندی، نیستی ≠ غنا
destitution, indigence, necessity, need, neediness, pauperism, poorness, poverty, want