فعل و انفعاللغتنامه دهخدافعل و انفعال . [ ف ِ ل ُ اِ ف ِ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) فعل ، کار و کردار چنانکه حرکت نجار در بریدن چوب . و انفعال اثر پذیرفتن چنانکه بریده شدن چوب از بریدن ن
tugدیکشنری انگلیسی به فارسیتیراندازی، یدک کش، زحمت، تقلا، کشش، کوشش، بزحمت کشیدن، بازور کشیدن، تقلا کردن، کوشیدن
فتوشیمیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهشاخهای از علم شیمی که تٲثیر نور در فعل و انفعالهای شیمیایی را بررسی میکند.