۱. عمل؛ کار؛ کردار.
۲. (ادبی) در دستور زبان، کلمهای که بر وقوع امری یا کاری در زمان معین دلالت میکند.
۳. (اسم مصدر) انجام دادن عملی.
۴. (اسم مصدر) [قدیمی] نیرنگ.
〈 فعل امر: (ادبی) در دستور زبان، کلمهای که بر انجام کاری یا داشتن و پذیرفتن حالتی دلالت میکند، مانندِ برو، بزن، ببَر.
کنش، کارواژه
۱. عملکرد، عمل، کار، کردار، کنش
۲. اثر، تاثیر
۳. شغل، مشغله
۴. رفتار،
act, action, verbal