افاءةلغتنامه دهخداافاءة. [ اِ ءَ ] (ع مص ) بازگشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع کردن . (ازاقرب الموارد). || بازگردانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاط
لیلیلغتنامه دهخدالیلی . [ ل َ لا ] (اِخ ) بنت سعدبن ربیعة. معشوقه ٔ قیس بن ملوح بن مزاحم ، معروف به مجنون لیلی : بلبل به غزل طیره کند اعشی راصلصل به نوا سخره کند لیلی را. منوچهر