38 مدخل
تپ، شاخ قوچ، چکش، شاخ زدن، جفت گیری کردن
فاح . (ع اِ) بوی خوش . رجوع به فائح شود.
(فِ ئَ یا ئِ) [ ع . فئة ] (اِ.) 1 - گروه ، دسته . 2 - دسته ای از لشکریان .
جماعت؛ طایفه؛ گروه؛ دسته.
tuppeny
tupaiid
تپه ها، چند تایی
تپیدن، شاخ زدن، جفت گیری کردن
tupinamba