5586 مدخل
کوشا؛ پُرکار.
کنشگر، پویا، پرکار، پرکنش
پرکار، ساعی، سختکوش، کارآمد، کارآ، کاری، کوشا، مجد ≠ تنآسا
active, activist, aggressive, alive, astir, lively, out, restless, sharp, stirring, vivid
موثر , قابل اجرا , انجام شدني
نشيط
(فِ) [ ع . ] (اِ.) جِ فعل ؛ کارها، رفتارها.
کنا، کننده، کنشگر
عامل
۱. عامل، عملگر، کنا، کنشگر، کننده ۲. تاثیرگذار ≠ تاثیرپذیر، قابل، مفعول
actor
fail
بسيار انجام دهنده
trotter
stir
worker
black marketeer, black marketer
بی سر و صدا
thuggism
اراذل و اوباش، قاتل، گردن کلفت، ادم کش
thuggee، قتل، ادمکشی، ترور
عصبانیت، قتل، ترور، ادمکشی
فعال