فضلفرهنگ مترادف و متضاد۱. بینش، حکمت، دانایی، دانش، علم، فرهنگ، کمال، معرفت ۲. برتری، رجحان ۳. افزونی، زیادت ۴. احسان، بخشش، کرم، منت
فضللغتنامه دهخدافضل . [ ف ُ ض ُ ] (ع اِ) جامه ٔ بادروزه که زنان در وقت عمل و کار پوشند. || (ص ) جامه ٔ بادروزه پوشنده . (منتهی الارب ).
فَضْلِفرهنگ واژگان قرآنزيادي و فزوني در كارهاي ستوده - بخششي كه به دليل استحقاق فرد مورد بخشش قرار گرفته ، صورت نمي گيرد بلكه از زيادي كرم شخص بخشنده است (کلمه فضل مانند کلمه فضول به
فَضْلِفرهنگ واژگان قرآنزيادي و فزوني در كارهاي ستوده - بخششي كه به دليل استحقاق فرد مورد بخشش قرار گرفته ، صورت نمي گيرد بلكه از زيادي كرم شخص بخشنده است (کلمه فضل مانند کلمه فضول به