فضا ـ زمانspace-timeواژههای مصوب فرهنگستانفضای چهاربُعدی در نظریۀ نسبیت که سه بُعد آن مربوط به فضای معمولی و بُعد چهارم آن زمان است متـ . پیوستار فضا ـ زمان space-time continuum
فضا ـ زمان مطلقabsolute space-timeواژههای مصوب فرهنگستانمفهومی در مکانیک نیوتونی که براساس آن چارچوب مرجع ثابتی وجود دارد که در آن میتوان تمام اندازهگیریهای فضا و زمان را انجام داد
فضافرهنگ مترادف و متضاد۱. جا، حجم، حیاط، ساحت، صحن، عرصه، محوطه، مکان، میدان ۲. آتمسفر، آسمان، سپهر، فلک، کیهان، هوا ۳. جو، محیط
فضا ـ زمانspace-timeواژههای مصوب فرهنگستانفضای چهاربُعدی در نظریۀ نسبیت که سه بُعد آن مربوط به فضای معمولی و بُعد چهارم آن زمان است متـ . پیوستار فضا ـ زمان space-time continuum
فضا ـ زمان مطلقabsolute space-timeواژههای مصوب فرهنگستانمفهومی در مکانیک نیوتونی که براساس آن چارچوب مرجع ثابتی وجود دارد که در آن میتوان تمام اندازهگیریهای فضا و زمان را انجام داد