۱. تباه شدن.
۲. تباهی.
۳. پوسیدگی.
۴. فتنه؛ آشوب.
۵. ظلم.
۶. [قدیمی] لهوولعب.
پوسیدگی، تباه
۱. الواطی، بیعفتی، بیناموسی، تبهکاری، عیاشی، فجور، فسق، هرزگی
۲. بدی، تباهی، خدشه، خرابی، خلل، شرارت، عیب، نادرستی، ناشایست
۳. آشوب، اغتشاش، بینظمی، تفتین، خرابکاری، شر، شغب، شورش، فتنه، فتنهانگیزی، مفسدهجویی
۴. عفونت
breakup, corruption, decay, declination, decline, degradation, dirt, filth, perverseness, rot, taint, turpitude