اغواگریواژهنامه آزاداِغواگری؛ فریبکاری، وسوسه گری، با پند و نصیحت بد گمراه کردن، عمل گمراه کردن، عمل برانگیختن و تحریک به کارهای بد.
خداعفرهنگ انتشارات معین(خِ) [ ع . ] (اِمص .)فریبکاری ، فریب آوری . خداع (خَ دّ) [ ع . ] (ص فا.) فریبکار، فریفتار، سخت مکار.
تقلب رایانهایcomputer fraudواژههای مصوب فرهنگستانهرنوع دستکاری در سامانههای رایانهای برای سوءاستفاده یا فریبکاری