فریبرزلغتنامه دهخدافریبرز. [ ف َ ب ُ ] (اِخ ) نام پسر کیکاوس . (ولف ). نام پسر کیکاوس است که در جنگ دوازده رخ ، کلباد پسرپیران ویسه او را به قتل آورد. (برهان ) : چو طوس و فریبرز و
فریبرزفرهنگ نامها(تلفظ: faryborz) دارندهی فر بزرگ ، بزرگ فره ، شکوه فره ؛ (در اعلام) پسر کیکاووس و برادر سیاوش .
فرابرزلغتنامه دهخدافرابرز. [ ف َ ب ُ ] (اِخ ) نام پهلوانی بوده است ایرانی از سپهداران و رایزنان دارا، و او مردی بود که پیوسته دارا در کارها با او مشورت کردی و او را به جنگ اسکندر
فرابرزفرهنگ نامها(تلفظ: farāborz) (در اعلام) نام پهلوانی ایرانی از سپه داران و رایزنان دارا ؛ (به تعبیر دهخدا شاید فرابرز تصحیف فرامرز باشد) .
منوچهرلغتنامه دهخدامنوچهر. [ م َ چ ِ ] (اِخ ) ابن فریبرز، از امرای شروانشاهیان است که در اوائل قرن ششم هجری قمری بعد از فریبرز به سلطنت رسید. رجوع به تاریخ ادبیات ایران صفا ج 2 ص
برزافرهلغتنامه دهخدابرزافره . [ ب ُ ف َ رَ / رِ ] (اِخ ) صورتی از فریبرز. در تاریخ محمد جریر طبری برزافره بجای فریبرز آمده است . (یادداشت مؤلف ).
کلبادلغتنامه دهخداکلباد. [ ک َ ] (اِخ ) نام پهلوانی بود تورانی که در جنگ دوازده رخ به دست فریبرز پسر کاوس کشته گشت . (برهان )(از فرهنگ جهانگیری ) (از فرهنگ رشیدی ) (از انجمن آرا)